السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
263
سيره معصومان ( فارسي )
شد و خيمههايش را در ابطح برپا كرد و به حركت خود ادامه داد تا به باب « بنى شيبه » كه امروز معروف به « باب السلام » است ، رسيد . آنگاه وارد مسجد شد و هفت بار به گرد خانهء خدا طواف كرد و سپس پشت مقام دو ركعت نماز گزارد و آنگاه سعى بين صفا و مروه را از پس آن انجام داد و سپس به مكان خويش بازگشت . يك روز پيش از ترويه ، بعد از ظهر در مكه خطبه ايراد كرد و سپس در روز ترويه به طرف منى حركت كرد و شب در آنجا ماند و فردا صبح به سوى عرفات رفت و در آنجا ماند و فرمود : تمام عرفات يك موقف است مگر بطن عرنه . براى مردم در عرفات خطبه خواند كه خطبهء آن حضرت در بخش خطب نقل مىشود . چون خورشيد غروب كرد ، در حركت شد و تازان حركت كرد و چون به درهاى مىرسيد نيك مىراند تا آن كه به مزدلفه رسيد . نماز مغرب و عشا را با يك اذان و دو اقامه خواند و شب را در همان جا ماند . چون سحر شد به ضعيفان اعم از كودكان و زنان ، رخصت داد كه پيش از گلههاى مردم حركت كنند . چون سپيده سر زد ، نماز صبح را اقامه كرد سپس بر مركوب خويش نشست و بر ( كوه ) قزح ايستاد و فرمود : تمام مزدلفه يك موقف است مگر بطن محسّر . آنگاه پيش از طلوع آفتاب حركت كرد و چون به محسر رسيد ، بار بنهاد و آنگاه به منى درآمد و رمى جمره كرد و سپس قربانى نحر كرد و سرش را تراشيد و اندكى از موى شارب و گونهاش را گرفت و ناخنهايش را كوتاه كرد و دستور داد موى و ناخنش را كه چيده بود ، در خاك كنند . در طبقات ابن سعد هم همين مطالب آمده است و در روايت ديگرى از ابن سعد نقل شده است : اصحاب آن حضرت به گرد وى حلقه زده بودند و مىخواستند هر موى او در دست يكى باشد . مؤلف سيرهء حلبيه مىنويسد : پيغمبر ( ص ) با دست مبارك خود شصت و سه رأس از قربانيها را نحر كرد . اين قربانيها همان بودند كه پيامبر ( ص ) با خود از يمن آورده بود و آنگاه به على ( ع ) فرمود كه باقى قربانيها را نحر كند . بدين وسيله صد رأس قربانى نحر شد . شايد باقى قربانيها همان بودند كه على ( ع ) از يمن با خود آورده بود . همين مؤلف گويد : از ابن عباس نقل است كه گفت : پيامبر ( ص ) در حجة الوداع يكصد قربانى با خود آورده بود كه سى رأس از آنها را خود قربانى كرد و به على ( ع ) فرمود كه باقى را قربانى كند و نيز به وى فرمود : گوشت و پوست و . . . آن را در ميان مردم تقسيم كن و حتى يكى از آنها را به سلاخ هم نسپار و براى ما پارهاى از گوشت يكى از شترها برگير و آن را در ديگى بگذار تا از گوشت آن بخوريم و از آب آن نيز تناول كنيم . على ( ع ) نيز چنين كرد . آنگاه پيامبر ( ص ) در منى در بعد از ظهر روز عيد ، براى مردم خطبه ايراد كرد و فرمود : بدانيد كه زمان به شكل خود در روزى كه خداوند آسمانها و زمين را خلق كرد ، برگشت . « 270 » سال ، دوازده ماه است چهار ماه از آن ماههاى حرام مىباشد كه سه تا از آنها پياپى مىباشند و عبارتاند از : ذىقعده و ذى حجه و محرم و رجب مضر ، « 271 » كه ( اين ماه اخير ) ميان جمادى و شعبان واقع است . سپس
--> ( 270 - 271 ) توضيح اين عبارات در صفحات آينده خواهد آمد . ( مؤلف ) ( 270 - 271 ) توضيح اين عبارات در صفحات آينده خواهد آمد . ( مؤلف )